خرید بک لینک
چشم هايم
دور تا دور تو رآ
ديواري بلند کشيده اند
که..!
باورکن، دست خودم نيست
اگر مي خواهي سرک بکشي بيرون
بايد پا بگذاري روي نگاهم
و بالا بروي
بگذار عزيزم!
راهي جز اين نيست.
چرا از بالاي اين قله سقوط نمي کنم؟
اين بالا
دست و پايم رآ گم کرده ام
بالا که مي آمدم
تو دستم رآ گرفته بودي
و براي قدم هايم وردي مي خواندي
که دانا مي شدند
و توانا..
اما حالا تو نيستي
من مانده ام و کوهي
که نمي دانم چيست!
چه گونه است!
پايينم نمي اندازي از بالاي اين قله؟

برچسب: نویسنده: آریا باقریان تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:39

صفحه بندی