برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
آن طرف تر از خودم.."
نشسته ام..
روي پله تنهايي"
زل زده به تاريکي پنجره"
چه کسي بيرون است؟
هيچ کس!
نه کلاغي نه "بوف کور"ي
من از اين پنجره هاي لعنتي دلگيرم
روي پله تنهايي"در انتظارچه کسي خشکم زده؟
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
رفتي
بي نگاهي حتي
بي خدا حافظي
ديدي خيلي نامردي!
اما اي هميشه هميشگي ، جايت خاليست.
اينجا
کنار من!
آغوش من تو رآ ميخواهد
حتي سايه ات
حتي در خيال
هر جا که هستي ، تنها و جفت ، خوش باشي و شاداب!
اما بدان
من
تو رآ
نبخشيدم
هرگز و هيچوقت..
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
چيزي يادم نمي آيد
فقط از چشمان خيسم مي فهمم كه خواب تو را مي ديدم!
اي كاش در كنارم بودي
تا همانگونه كه دلم رآ شكستي
سكوت تنهاييم رآ نيز بشكني
كنار پنجره مي روم
آسمان بر خلاف دل ابريم صاف است
مانند هر شب ستاره ها رآ مي شمارم
يكي كم است....
شايد امشب هم در جايي كسي مانند من ستاره بختش رآ به بهاي دل شكسته اي
داده است..
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
آن طرف تر از خودم.."
نشسته ام..
روي پله تنهايي"
زل زده به تاريکي پنجره"
چه کسي بيرون است؟
هيچ کس!
نه کلاغي نه "بوف کور"ي
من از اين پنجره هاي لعنتي دلگيرم
روي پله تنهايي"در انتظارچه کسي خشکم زده؟
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان
برچسب:
نویسنده: آریا باقریان